اسكندر بيگ تركمان
352
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
داد خاطر ايشان شده بود كه امراء خراسان خصوصا مرشد قليخان كه در مشهد مقدس لله و ركن - السلطنهء حضرت اعلى بود در آن ولايت حاكم على الاطلاق است بمظنه آنكه مبادا آن اختيار و اقتدار كه در خراسان دارد در پايهء سرير اعلى نداشته باشد ارادهء آمدن عراق نخواهد كرد و بندگان حضرت اعلى را سرمايهء خود ساخته عروس سلطنت خراسان را در نظر او جلوه داده نخواهد گذاشت كه از آنجا بممالك ديگر توجه نمايد ندانستند كه شهباز بلند پرواز كه عقاب اوج كمال را قابل صيد خود نميداند چگونه به شكار صعوه التفات نمايد . بيت ز آب خرد ماهى خرد خيزد * نهنگ آن به كه با دريا ستيزد مجملا امراء خودرأى بعد از استجازه از نواب سكندر شأن تعجيل درين امر صايب دانسته در ايام عاشورا كه شاه و سپاه در شهادت شهيد مغفرت انتماسيه پوش بودند ساعتى اختيار كرده در يورت ترتر جاهى شاهزاده را به خدمت والد نامدار بردند كه بدست اشرف تاج كثير الابتهاج كه تا غايت بر سر نهاده بود بر سر او نهاده كمر خنجر مرصع و كمر شمشير بر ميانش بسته خلعتهاى فاخره در او پوشانيده برتبهء وليعهدى معزز و گرامى گردانيد و مقرر شد كه ملازمان شاهزاده مغفور و ارباب مناصب ديوان عالى به همان قاعده در خدمت ميرزا بوده باشند و اموال و اسباب و بيوتات سركار او بسركار نواب ميرزا تعلق گرفت و همگى امراء و اعاظم و اعيان قزلباش كه در آنوقت در پايهء سرير اعلى بودند برسم و قاعدهء معهود اين دودمان پاى بوس كرده تهنيت و مباركباد بجاى آوردند و احكام به اطراف و جوانب فرستاده خلايق را از جلوس شاهزاده خبر دادند و از آن منزل امام قليخان و امراء قراباغ رخصت يافته باقطاعات خود شتافتند و از آنجا كوچ واقع شده متوجه دارالارشاد اردبيل گشتند . چون ميرزا محمد در حصول مطلب امراء سعى موفور بظهور آورده بود رأى عليقلى خان و امراء بدان قرار گرفت كه او را بوزارت ديوان اعلى منصوب گردانيده زمام مهام ديوان را به كف كفايت و قبضه دريافت او نهند و او متقبل شده بود كه در رواج مهام سلطنت و توقير مآل ديوان سعى نموده متكفل امور دولت باشد لهذا بدين پايهء ارجمند اعتلا يافته [ 258 ] من حيث الاستقلال متصدى مهام ديوانى گشت و اعتماد الدوله لقب يافت . چون امراء مذكور از سلك حق عدول نموده بهواى نفس خود عمل كردند وضع شئ در غير موضع خود نموده مصلحت كار خود را بصلاح دين و دولت مقدم داشتند لاجرم بتحريك كار - پردازان قضا و قدر اسباب ادبار خود را سرانجام داده در تخريب دولت خود كوشيدند و كعبتين مراد ايشان مخالف نشسته از دستبرد زمانه بايشان رسيد آنچه رسيد و در همان زودى حق بمركز خود قرار گرفته بدكاران جزاى عمل يافتند چنانچه از سياق كلام آينده بوضوح ميپيوندد . القصه اردوى همايون منازل و مراحل پيموده بدارالارشاد اردبيل رسيدند و جسد مطهر شاهزادهء سعيد شهيد را در جنب مراقد آباء عظام مدفون ساختند آن در گرانمايه را بخازنان خاك و روح مقدسش را بمقيمان عالم افلاك سپردند . نواب سكندر شأن جهت ترويح روح فرزند ارجمند در روضهء مقدسه حضرت سلطان الاولياء